دكتر يدالله جلالي‌پندري:«بوستان » منظومه‌اي تعليمي‌است

دكتر يدالله جلالي‌پندري:«بوستان » منظومه‌اي تعليمي‌است


يكي از كارهاي سعدي در قصيده‌گويي، كه آن را از قصايد امثال فرخي و عنصري جدا مي‌سازد، آن است كه نصيحت و پند را در ميان ابياتش جاي مي‌دهد. بايد توجه داشت كه سعدي در روزگاري مي‌زيست كه نصيحت كردن پادشاهان، نوعي برتري‌جويي عقلاني نسبت به ممدوح به حساب مي‌آمده است

آناهيد خزير/ «حديقه» سنايي هشتاد سال پيش از «بوستان» سعدي تاليف شده است. مي‌دانيم كه سال 655  قمري زماني است كه سرايش بوستان پايان مي‌گيرد اما درباره‌ي سال سرايش حديقه، تاريخي در دست نداريم. تنها از اشاره‌هايي كه در كتاب‌ها شده است مي‌توان تاليف آن را در اواخر زندگي سنايي، يعني 529 يا 528 قمري، دانست. هر دو منظومه، تعليمي به‌شمار مي‌آيند، با اين همه «‌باب» هايي دارند كه موضوعاتي در آن‌ها بازگو مي‌شود كه با مضامين منظومه‌هاي تعليمي سازگار نيست. معمولا كتاب سعدي را «بوستان» مي‌نامند اما به «سعدي نامه» هم شهرت دارد. در مورد حديقه هم چنين است چرا كه به آن «فخري نامه» هم گفته‌اند. در هر حال نام حديقه بيانگر بوستان و باغ است و از اين جهت نيز با نام منظومه‌ي سعدي شباهت هايي دارد. بوستان شامل 4 هزار بيت است اما حديقه‌ي سنايي 10 هزار بيت دارد. با اين حساب تعجبي ندارد اگر بپنداريم كه ذهن خواننده، هنگام سنجش بوستان و حديقه، بلافاصله متوجه ايجاز و اطناب كار سعدي و سنايي خواهد شد.
آن‌چه بازگو شد گوشه‌‌اي از سخنان دكتر يدالله جلالي‌پندري؛ استاد دانشگاه يزد، بود كه در يازدهمين درس گفتارهايي درباره سعدي كه به بررسی «بوستان سعدي و حديقه سنايي» اختصاص داشت گفته شد. وي در ادامه سخنانش به شاهنامه فردوسي نيز اشاره كرد و گفت: بوستان در وزن شاهنامه‌ي فردوسي سروده شده است. وزن شاهنامه مخصوص منظومه‌هاي حماسي است. اما لحن سعدي به گونه‌اي است كه زبان منظومه‌هاي حماسي را ندارد. چرا كه شكل نصيحت و اندرزگويي دارد از همين رو از منظومه‌هاي حماسي قابل تفكيك است. اما سنايي حديقه را در بحر خفيف سروده است. اين بحري است كه سنايي به آن دلبستگي فراوان دارد. هر چند مشكلات اين بحر براي شاعر بسيار بيشتر از وزني است كه سعدي برگزيده است. بوستان 10 باب دارد و در ابتداي آن حمد خداوند و ستايش پيامبر و ياران او آمده است. سپس سعدي به ستايش ممدوحش؛ اتابك ابوبكر سعد زنگي، پرداخته است. در حديقه قضيه برعكس است. يعني حمد خداوند در باب توحيد قرار گرفته است و ستايش ممدوح شاعر؛ بهرام شاه غزنوي، در باب دهم آمده است. پرسشي كه در اين‌جا ممكن است به ذهن خواننده برسد اين است كه در اين گزينش، تدبير سعدي موثرتر بوده است يا شيوه سنايي؟ مي‌توان گفت كه شيوه‌ي هر دو يكسان است. اما در بوستان ابتدا ستايش ممدوح آورده شده است و سپس باب عدل و تدبير و راي در كتاب گنجانده شده است. اين موضوع بي حكمت نيست. چون در اين باب مطالبي را درباره‌ي رايزني با مشاوران و پايه‌هاي مملكت‌داري بيان مي‌كند كه حتما مي‌توانسته مورد توجه ممدوح سعدي باشد. ستايش سنايي از بهرام شاه بسيار طولاني است و نزديك به 150 صفحه را دربرمي‌گيرد. سنايي در ضمن ستايش شاه، به مدح صدور و امرا هم پرداخته است. به سخن ديگر، همان كاري را كه سعدي در باب عدل و تدبير و راي كرده است، سنايي در ستايش‌نامه‌اش انجام داده است. پس از اين ديد هم شباهت‌هايي ميان اين دو منظومه و روش سرايندگان آن مي‌توان يافت.
جلالي‌پندري كه مجموعه مقالاتي درباره «كشف‌الاسرار ميبدي» با عنوان «زبان اهل اشارت» نوشته است در ادامه سخنانش افزود: هم سعدي و هم سنايي، در آغاز منظومه‌هاي خود، سبب تاليف كتاب را ارمغان كردن آن به دوستان ذكر كرده‌اند. با اين تفاوت كه سعدي از همان واژه ي «ارمغان» استفاده مي‌كند، اما سنايي به آن «ره آورد» مي‌گويد. از سويي ديگر هر دو شاعر گرايشي به تفاخر گويي دارند. اين در حالي است كه در هر دو كتاب باب‌هايي درباره‌ي تواضع وجود دارد. مي‌توان پرسيد كه چگونه است كه هر دو از تواضع دم مي‌زنند اما در هنگام مفاخره، شعر خود را  نسبت به سخن ديگران برتري و ترجيح مي‌دهند؟ يكي از كارهاي سعدي در قصيده‌گويي، كه آن را از قصايد امثال فرخي و عنصري جدا مي‌سازد، آن است كه نصيحت و پند را در ميان ابياتش جاي مي‌دهد. امروزه چنين كاري چندان دشوار به نظر نمي‌رسد. اما بايد توجه داشت كه سعدي در روزگاري مي‌زيست كه نصيحت كردن پادشاهان، نوعي برتري‌جويي عقلاني نسبت به ممدوح به حساب مي‌آمده است. سعدي در مقدمه‌ي بوستان مي‌گويد كه قصد مدح پادشاهان را نداشته است. اما چون مي‌بيند كه ابوبكر زنگي شايستگي مدح شدن را دارد، دست به اين كار مي‌زند. در ضمن، سعدي كوشش مي‌كند تا با نصيحت كردن پادشاه، او را وادارد تا راه تواضع را در پيش گيرد. اگر چه خوب مي‌داند كه چنين كاري ممكن است از ديد پادشاه، بسيار تلخ و گزنده باشد. همين موضوع درباره‌ي سنايي هم وجود دارد. در آن ستايش 150 صفحه‌اي او از بهرام شاه، مقداري نصيحت و پند نيز ديده مي‌شود. با اين همه سنايي در شمار مداحان نيز قرار مي‌گيرد. اتفاقا يكي از مشكلات او همين است كه گاه از بيرون به مدايح خود مي‌نگرد و به اين دريافت مي‌رسد كه جايگاهش برتر از آن است كه در رديف شاعران مدح‌گو قرار گيرد. دوگانگي چهره‌ي سنايي از همين جا ناشي مي‌شود. گاهي مديحه‌پرداز است و گاه منتقدي كه با ديدي انتقادي به مديحه‌ي خود مي‌نگرد.
نويسنده كتاب «زندگي و اشعار اديب نيشابوري» خاطرنشان كرد: گفتيم كه هم حديقه و هم بوستان منظومه‌هايي تعليمي به حساب مي‌آيند. اما قرار دادن موضوعات غنايي، همانند عشق و شور و مستي، در ميان كتاب، آن‌ها را از منظومه‌ي تعليمي صرف دور مي‌كند. بايد به اين نكته نيز توجه كرد كه موضوع عشق در حديقه، يكسره الهي است اما در بوستان نه تنها عشق زميني ديده مي‌شود بلكه سعدي خود را هم در اين عشق زميني جاي مي‌دهد و از ماجراهاي عاشقانه‌اش سخن مي‌گويد. از طرفي ديگر سنايي موضوع عشق را تنها در دو يا سه بيت مي‌گويد، اما سعدي با تفصيل بيشتري اين كار را مي‌كند. اين تفاوت در غزليات سعدي و سنايي هم ديده مي‌شود. سنايي مي‌گويد « عاشق نشويد اگر توانيد ». در حالي كه سعدي خوش‌ترين دوران زندگي را دوران عاشقي مي‌داند. به هر حال در موضوعات عاشقانه، سنايي تنها راوي است اما سعدي علاوه بر راوي بودن، تجربه‌ي عاشقانه هم داشته است. حكايت‌پردازي در بوستان و حديقه هم قابل بررسي است. حكايت‌هاي قديم، غالبا مبتني بر گفت‌وگوي ميان شخصيت‌هاست و جنبه تمثيلي دارد. صبر و حوصله‌ي سنايي در اين گونه از حكايت‌ها بسيار كمتر از سعدي است. بلافاصله حكايت خود را تمام مي‌كند و به نصيحت كردن مي‌پردازد. اما اين را هم بايد گفت كه در حكايت‌هاي سنايي، نوعي از نقد اجتماعي نيز ديده مي‌شود. سنايي كوشش مي‌كند كه نسبت به مسايل روزگارش ديد انتقادي داشته باشد. در بوستان نيز نقد اجتماعي ديده مي‌شود. به هر روي در حكايات گذشتگان همواره گفت‌وگو، بر توصيف و حركت، غلبه دارد. شايد اين برخاسته از روش و نوع نگاه انسان‌هاي قديم است كه سخن فرد را در ميان گفت‌وگوي شخصيت‌هاي حكايت قرار مي‌دادند تا به اندرز بپردازند و حكايات خود را عبرت‌آموز سازند.
اين استاد دانشگاه خاطرنشان كرد: زبان هزل هم در سنايي ديده مي‌شود و هم در سعدي. سنايي در حديقه، مرزي ميان كلمات مطرود و كلمات جاري و عادي قايل نشده است و واژه‌هايي را به كار مي‌برد كه هزل‌گونه است. سنايي در توجيه اين كارش مي‌گويد كه هزل او تعليم است نه پرده‌دري. قضاوت امروز ما اين است كه آن سخنان ركيك است و ناشايست. اما قدما با بكار بردن اين زبان، كوشش مي‌كردند كه راهي براي نصيحت‌گويي بگشايند. اين را در شعر ناصر خسرو هم مي‌توانيد ببينيد. او در دشنام دادن به مخالفانش، از واژه‌هاي عاميانه استفاده مي‌كند. اما پرسيدني است كه آيا بار منفي كه آن واژه‌ها در روزگار ما دارد، براي هم‌عصران ناصر خسرو هم تا اين اندازه منفي و ناخوشآيند بوده است؟ نگاه امروزي ما به آن ركيك‌گويي‌ها، همراه با نفرت و انزجار است و مي‌كوشيم كه نگاه امروزي‌مان را به متون گذشتگان تحميل كنيم. اما كسي همانند سنايي معتقد بود كه اگر هزل با جد آميخته شود، عيبي در اين كار وجود ندارد. زيرا زيركان از آن تعبيري درست و پندآموز خواهند كرد.
تصحيح «ديوان حكيم سنايي غزنوي» يادآور شد: در داخل بوستان سخن هزل‌آميز ديده نمي شود. زيرا مصححان بوستان؛ فروغي و يغمايي، كوشيده‌اند كه مقدار زيادي، و گاه همه‌ي هزليات سعدي را از كليات او بردارند. اما اين روش، سازگار با امانت‌داري در تصحيح متون نيست. اين كه ما بگوييم كه هزل‌گويي دور از شان و جايگاه سعدي است و به اين بهانه هزليات او را از كلياتش حذف كنيم، نتيجه‌اي جز اين ندارد كه خواننده امروزي را از بخشي از متون ادبي محروم كرده‌ايم. خواننده‌ي امروز با ديدن كليات سعدي به تصحيح فروغي، گمان مي‌كند كه سعدي هرگز سخن هزل‌آميز نداشته است. در حالي كه هزليات سعدي فراوان است و او در اين كار دست كمي از عبيد زاكاني ندارد. در هر دو منظومه‌ي حديقه و بوستان، مناجات و درخواست آمرزش از خداوند وجود دارد اما سنايي درخواست خود از خداوند را مستقيما بازگو نمي‌كند و از مردم مي‌خواهد كه با دعاي نيك، آمرزش او را از خداوند بخواهند. در حالي كه سعدي خطاب مستقيم به خداوند دارد و آرزو مي‌كند و از خدا مي‌خواهد كه او را خوار نگرداند و پيش ديگران شرمسار و سرافكنده نكند. در باب اين كه سعدي تا چه اندازه از حديقه‌ي سنايي تاثير پذيرفته است، مي‌توان گفت كه او اشاره‌ي مستقيمي به منظومه‌ي سنايي نمي‌كند، اما از نشانه‌ها پيداست كه بي توجه به كار سنايي و حديقه‌ي او نبوده است.
يازدهمين مجموعه درس‌گفتارهايی درباره‌ سعدی به بررسی بررس «بوستان سعدي و حديقه سنايي» اختصاص داشت با سخنرانی دكتر يدالله جلالي‌پندري؛ استاد دانشگاه يزد، عصر روز چهارشنبه 20 آبان‌ماه در مرکز فرهنگی شهرکتاب برگزار شد.