زبان سعدی، زبان مردم

زبان سعدی، زبان مردم

کاتوزيان با نوشتن اين کتاب، خوب خواندن آثار سعدی را که حاصل سالها کار و زحمت اوست با ما که خواننده او باشيم نصف کرده است. مجموعه مقاله يا کتاب نشان می دهد که نويسنده تا چه اندازه با سعدی، و با انديشه و سبک زندگی او مألوف است

****
نمی دانم که چون باشد به معدن زر فرستادن
به دريا قطره آوردن به کان گوهر فرستادن
شبی بی فکر اين قطعه بگفتم در ثنای تو
ولکن روزها کردم تامل در فرستادن

حديث شعر من گفتن به پيش طبع چون آبت
به آتشگاه زرتشت است خاکستر فرستادن

بر آن جوهری بردن چنين شعر آنچنان باشد
که دست افزار جولاهان بر زرگر فرستادن

تو کشور گير آفاقی و شعر تر ترا لشکر
چنين لشکر ترا زيبد به هر کشور فرستادن

سعادت می کند سعيی که با شيرازم اندازد
ولکن خاک را نتوان به گردون بر فرستادن

اگر با يکدگر ما را نباشد قرب جسمانی
نباشد کم ز پيغامی به يکديگر فرستادن

سراسر حامل اخلاص از اينسان نکته ها دارم
ز سلطان سخن دستور و از چاکر فرستادن

در آن حضرت که چون خاک است زر خشک سلطانی
گدايی را اجابت کن به شعر تر فرستادن

از زمان سيف الدين فرغانی، سراينده اين شعر يا نويسنده اين نامه به سعدی که معاصر او بود، تا سال ۱۳۰۰ خورشيدی تحقيقی در دست نيست که بدانيم چه اندازه درباره سعدی نوشته اند، اما در دوره جديد ايران از ۱۳۰۰ تا کنون بنا به آماری که چندی پيش علی اصغر محمدخانی، دبير شورای زبان فارسی فرهنگستان زبان، ارائه داد ۷۰۰ مقاله و ۱۵۰ کتاب درباره اين شاعر قرن هفتم نوشته شده و ماجرای پايان ناپذير او همچنان ادامه دارد.

در همين سال شمسی حاضر لااقل سه جلسه سخنرانی و گردهمايی در اهميت شعر سعدی، يعنی در باره کتابهايی که راجع به او نوشته شده برگزار شده است و گويا يکی ديگر همين روزها درباره کتاب مورد بحث ما برگزار خواهد شد.

اينهمه برای اهميت بی حسابی است که سعدی از جهات گوناگون – بوستان، گلستان، غزليات – در ادبيات فارسی دارد.

اما بيشتر از هر وجهی به گمان من برای اهميت سعدی در زبان فارسی است. زبانی که سعدی از امکانات آن چنان بديع استفاده کرده، که هيچ شاعر ديگری قادر بدان نشده است. همين چندی پيش در جلسه ای که راجع به کتاب سعدی نوشته دکتر ضيا موحد برگزار شده بود او در سخنانی از رفتار سعدی با زبان می گفت و تأکيد می کرد که سعدی کاری از زبان می کشد که از عهده ديگران ساخته نيست. پيش از او ديگرانی نيز درباره قدرت سعدی در استفاده از امکانات زبان و سهل و ممتنع بودن گفته ها و نوشته هايش بحث کرده اند اما هنوز هيچ کس نتوانسته حق سعدی را ادا کند.

زبان سعدی زبان شگفتی است که هنگام خواندن می پنداريم کلام يعنی لفظ در دست او چون موم می گردد ولی پس از خواندن در می يابيم که اين تنها کلام نيست، مفهوم و مضمون در ذهن او مانند موم ورز می خورد و اين دو چون به هم در می آميزند ترکيبی می سازند که ظاهرا ساختن آن آسان است ولی تا کنون هيچ کس نتوانسته است مانند آن بياورد. به اين بيت و به مفهوم و به ظاهر ساده و بيان بی مانند آن نگاه کنيد:

من چنان عاشق رويت که ز خود بی خبرم
تو چنان فتنه خويشی که ز ما بی خبری

دگرگشت های زبان فارسی بی ترديد تا زمان سعدی اندک نبوده و از قرن دوم تا هفتم همواره به سمت کمال رفته است اما در هر حال تا زمان سعدی در زبان و نگارش هيچ شاعر و نويسنده اينهمه به زبان مردم نزديک نشده است.

زبان سعدی در واقع همان زبان مردم است و نزديکی او به زبان مردم تا حدی است که وقتی شاعری مانند فروغی بسطامی در غزل يا ايرج ميرزا در قطعات خود به زبان مردم نزديک می شوند می گويند به زبان سعدی نزديک شده اند.

آيا سعدی زبان فارسی را که به اندازه زبان قصيده سرايان درشت و ناهموار بوده تا شکل امروزين آن برکشيده و نرم کرده و صيقل داده است يا بر خلاف زبان شعرا و قصيده سرايان، مردم به زبانی اينهمه نرم و تر و تازه سخن می گفته اند و سعدی کشف کرده که مهمترين کاری که می تواند بکند استفاده از امکانات همين زبان است؟

بی ترديد سعدی پديد آورندۀ زبان فارسی نيست بلکه خود در درون اين زبان پرورش يافته است اما اين نيز هست که وی همين زبان را در شعر و نثر خود به سطحی ارتقا داده که نه پيش از او و نه پس از آن کسی توانايی آن را نيافته است.

سالها پيش در مقاله ای – مقاله با اسم مستعار الف بی نشان نوشته شده بود و نمی دانم از کيست - می خواندم که "سعدی چلچراغ پر زرق و برق سخن را به آسانی از سقف سرای اميران برکند و بی آنکه گوشه ای از آن را بشکند يا لکه دار کند به دست مردم سپرد". مقصود گوينده اين است که سعدی زبان شاعران را که خاص دربار بود، خاص مردم کرد.

اما من هنوز در اين انديشه ام که آيا سعدی چلچراغ سخن را از کاخ اميران و شاهان برکند و به خانه مردم برد يا برعکس مواد و عناصر سخن را از مردم گرفت و چلچراغی ساخت که از آن زمان تا کنون روشنی بخش خانه هر فارسی زبانی از تهران تا دوشنبه است؟ به عبارت ديگر از همان زبانی که مردم داشتند چلچراغی ساخت که اميران سخن در وصف آن هنوز حيرانند.

****

بهانه نوشتن اين مقدمه انتشار کتاب "شاعر عشق و زندگی، سعدی" نوشته دکتر محمد علی کاتوزيان است که توسط نشر مرکز در تهران منتشر شده است.

کتاب آقای کاتوزيان از بيست مقاله ای تشکيل شده که از ژوئيه ۲۰۰۰ در مجله ايرانشناسی در آمريکا به چاپ رسيده است.

در يکی دو مقاله اول کتاب يعنی بحثی که درباره جدل های سعدی و فرار او از مدرسه نوشته شده، خواننده احساس می کند که يک حرف تازه در حال نطفه بستن است اما بعد اين احساس از او دور می شود. زيرا که آن حرف تازه گفته نمی شود و به جای آن حرف های بارها گفته شده پيش می آيد.

آنچه از آن به عنوان حرف تازه ياد می کنيم دو نکته است. کاتوزيان از جدال سعدی با مدعی و بويژه از سر در بيابان قدس نهادن او و با وحوش انس گرفتن و اسير فرنگان شدنش در حکايت "از صحبت ياران دمشقم ملالتی پديد آمده بود ...." به اين نتيجه نزديک می شود که سعدی در جامع دمشق "از دست همکاران جزمی و بی انعطاف خود به جان آمده بود؛ يعنی از بيان اختلاف نظر با حرف های تکراری و در اقليت محض بودن در جرگۀ علما و فضلا". يعنی همان چيزی که بنا به گفته مولف غزالی را وادار به فرار از نظاميه بغداد کرد.

عنوان فصل نيز "فرار سعدی از مدرسه" است که ياداور نام کتاب عبدالحسين زرين کوب درباره غزالی است: "فرار از مدرسه".

اما اين نکته بديع در فصل های بعدی پی گرفته نمی شود، سهل است هيچ موضوع خاصی مانند عشق مجازی يعنی عشق انسان به انسان در آثار سعدی در اين مقالات پی گرفته نمی شود بلکه نويسنده به جای سوژه قرار دادن يک موضوع، به همان دامی می افتد که اغلب سعدی نويسان بدان دچار می شوند؛ شيفتگی نويسی.

آغاز بحث موضوعی دارد اما حريف چنان نيرومند است که بلافاصله شيفتگی اش مانند توفانی هجوم می آورد و نويسنده و ذهنياتش را در می غلطاند و او را به دام بيان شيفتگی های خود می کشاند.

دکتر کاتوزيان اين مقالات را که اکنون که به صورت کتاب منتشر شده برای مجله ايرانشناسی نوشته است. از اين رو وقتی عين مقالات به صورت کتاب در آمده ( مجموعاً بيست مقاله ) از تکرار و تکرارهای نالازم انباشته شده در حالی که می توانست در متن مقالات تجديد نظر کرده، تکرارهای نالازم آن را که به هنگام چاپ در فصلنامه ايرانشناسی لازم بود بگيرد و به صورت کتاب در آورد.

با وجود اين، اين نکته اهميت زيادی ندارد. مهمتر اين است که اين مجموعه مقاله يا کتاب نشان می دهد که نويسنده تا چه اندازه با سعدی، و با انديشه و سبک زندگی او مألوف است، و تا چه اندازه سعدی و بويژه بوستان و گلستان را خوب خوانده و بر طرز فکر سعدی و سبک زندگی او مسلط است.

در واقع کاتوزيان با نوشتن اين کتاب، خوب خواندن آثار سعدی را که حاصل سالها کار و زحمت اوست با ما که خواننده او باشيم نصف کرده است، پس بايد از او سپاسگزار بود.

مشخصات کتاب

شاعر عشق و زندگی، سعدی
نوشته دکتر محمد علی کاتوزيان
چاپ اول: ۱۳۸۵
تهران، نشر مرکز