ايرانيان موسيقي را بدون شعر نمي‌پسندند

ايرانيان موسيقي را بدون شعر نمي‌پسندند

هنگامي كه كليات سعدي را مرور مي‌كردم و در پي كلماتي بودم كه به موسيقي مربوط شود يك غزلي در بخش مواعظ به چشم خورد كه احساس كردم اگر اين غزل بر زندگي ما تاثير گذارد چه خواهد شد و آن غزل با اين مطلع آغاز مي‌شود كه؛ "چه كسي درآمد از پاي و تو دستگاه داري "

يك سعدي‌پژوه گفت: عموما در فرهنگ ما شنيدن يك موسيقي بدون آواز و شعر چندان مرسوم نيست.
بهروز همتي افزود : خود را در حد و اندازه‌اي نمي‌بينم كه به سخن گفتن در مورد سعدي بپردازم ولي موضوع رابطه ميان شعر نقدي و موسيقي ايراني است در حد بضاعت نكاتي را مي‌گويم.
همتي گفت: آنچه به نظر مي‌رسد آنكه اين بحث مي‌بايستي همراه با بخش عملي موسيقي صورت پذيرد و هنگامي بيشتر مفيد خواهد بود كه با اجراي موسيقي و مطرح كردن گوشه‌ها و تصانيف بتوانيم نكات را بگويم.
وي با پخش دو نمونه آوازي بدون ساز گفت: ما نوازندگان و يا موسيقي‌دان‌ها اصولا هنگامي كه ساز بر دست مي‌گيريم بر اساس حس و حال به وجود آمده حركت مي‌كنيم كه به آن بداهه‌نوازي مي‌گويند.
همتي با اشاره به كلمه «سعدي‌شناسي» اضافه كرد: اگر بخواهيم سعدي را معرفي كنيم و بگوئيم در چه شهري متولد شد چه سفرهايي كرد، سبك سخنش چگونه بود، چه استاداني داشت و غيره، كه اين امري است كه بارها به آن پرداخته شده است.
به گزارش فارس وي گفت: چون كار من در زمينه موسيقي است فكر مي‌كنم اگر سعدي‌شناسي همراه با عنوان معرفت به سعدي اتفاق مي‌افتاد و جلسه‌اي تشكيل مي‌شد تا ما مي‌توانستيم سعدي را با جان بشناسيم شايد روزگارمان اينچنين پريشان نبود.
وي اضافه كرد: براي مثال هنگامي كه كليات سعدي را مرور مي‌كردم و در پي كلماتي بودم كه به موسيقي مربوط شود يك غزلي در بخش مواعظ به چشم خورد كه احساس كردم اگر اين غزل بر زندگي ما تاثير گذارد چه خواهد شد و آن غزل با اين مطلع آغاز مي‌شود كه؛ "چه كسي درآمد از پاي و تو دستگاه داري "
همتي بيان كرد: با خود مي‌انديشيدم كه اگر بر اساس محتواي اين غزل زندگي كنم اوضاع پيرامون و خودم بهتر مي‌بود و فرهنگ و آموزه‌هايي كه سعدي در بسياري از ابيات و سروده‌ها به ما داده خيلي مغفول مانده و استفاده عملي از آن كم صورت نگرفته است.
اين موسيقي‌دان گفت: نشست با عنوان نقش شعرهاي سعدي در روايت موسيقي رديف دستگاهي است. كلماتي كه اينجا به كار برده شده، رديف موسيقي، رديف و دستگاه است كه اشاره‌اي گذرا به اينها مي‌شود.
اين مدرس موسيقي بيان كرد: در اين جمله بايد تقدم و تأخري در موسيقي رديف دستگاهي به كار برده شود؛ چرا كه كلمه موسيقي در گذشته ايران تا پيش از ترجمه و انتشار آثار فلاسفه يونان به كار برده نمي‌شد.
وي گفت: موسيقي معرب موزيك و يا موسيقاي يوناني است؛ البته در ايران كلمه آواز، همانند آهنگ و يا خنيا به كار برده مي‌شد.
وي به توجه ترجمه در ايران پس از اسلام و رواج كتاب‌هاي فلسفه و حكمت اشاره و تصريح كرد: موسيقي نيز كه به نظر فلاسفه يونان از رشته‌هاي رياضيات بود كه اين كلمه در ايران جايگزين خنياگري آواز و نغمه را گرفت.
همتي به سابقه 200 ساله كلمه "رديف " اشاره كرد و گفت: در هيچ كدام از آثاري كه درباره موسيقي نگاشته شده كلمه دستگاه و رديف تا قبل از 200 سال ديده نمي‌شود.
وي بيان كرد: اگر بخواهيم درست‌تر بكار ببريم؛ نقش شعرهاي سعدي در روايت موسيقي دستگاهي بايد باشد؛ چرا كه رديف مجموعه اجراي استاداني است كه پس از آقا علي‌اكبر فراهاني موسيقي را با دستگاه اجرا كردند.
وي اضافه كرد: پيش از آنكه موسيقي ايراني به صورت دستگاه مطرح شود موسيقي ايران داراي مباني يا سيستم اجراي ديگري بود كه بر اساس دورهايي 4 نت كه يك دانگ معرفي مي‌شد بر اساس گردش بر اينها بوده و به نظر مي‌رسد كه از حدود 250 سال به اين طرف موسيقي‌دانها و نوازندگان و اساتيد براي فراموش نشدن اين نغمات آنها را دنبال هم رديف ميكردند‌ و بايد دانست كلمه رديف به معني پشت سر هم قرار دادن است.
همتي گفت: به كار بردن رديف در موسيقي هنگامي صحيح است كه ما بخواهيم بگوئيم «رديف فلان استاد» همان مجموعه‌اي است كه استاد به شاگردان آموزش مي‌دهد.
وي به كلمه دستگاه اشاره كرد و گفت: دستگاه نيز جز كلمات يا واژگاني است كه تا 200 سال پيش در موسيقي ايراني كاربردي نداشته است دستگاه كلمه تركيبي از دست و گاه است.
وي ادامه داد: گاه در زبان پهلوي به بيشتر در معناي آواز و آهنگ است. در فرهنگ‌ها گاه پهلوي را پس ازكلمه سه‌گاه، دوگاه و يا چهارگاه و 5 گاه آورده و براي اينكه دستگاه را به گاه پهلوي ارتباط دهند ملاك قرار داده‌اند كه به عقيده بنده اين مسئله صحيح نيست؛ چرا كه فاصله‌اي كه ميان گاه به معناي آواز و آهنگ درزبان پهلوي بوده و شكل گيري كلمه دستگاه در موسيقي ايراني آنقدر بوده كه به نظر درست نمي‌آيد.
وي افزود: آنچه بيشتر به معناي دستگاه نزديك باشد دست به عنوان پنجه براي نواختن و گاه به معناي مكان روي دسته‌ ساز مي‌تواند معنا داشته باشد مكاني كه دست روي ساز قرار مي‌گيرد.
وي در اين راستا افزود: به لحاظ اينكه موسيقي ايران در دوره‌هاي اخير و هنگامي كه در آن از كلمه دستگاه استفاده شده بيشتر توسط نوازندگان و موسيقي‌دان‌هايي ارايه شده كه سازهايي مي‌نواختند كه با پنجه نواخته مي‌شده به اين امر دستگاه اطلاق شد.
همتي ادامه داد: يكي ازعلت‌هايي كه اصرار داشتند موسيقي را جز علوم رياضي جا بزنند اين بوده كه به نحوي جامعه آن را پذيرا باشد.
همتي تصريح كرد: در اين چنين شرايطي موسيقي البته با محدوديت‌ها و مشكلات خود آموزش‌ داده مي‌شده و سيستم ضبط صوت وجود نداشته، كتابت موسيقي با آوانگاري منسوخ شده بود و در اين راستا يا افرادي درسطح فارابي و يا ابن سينا قادر به اين امر بودند.
وي افزود: طبيعتا هنگام آموزش به ناچار نغمات خاصي را تكرار مي‌كردند و يك ملودي و آهنگي خاص را تكرار مي‌كردند و نام اين مسئله به تدريج «گوشه» شد؛ گوشه به مفهوم زاويه و يا بخش كوچكي از يك چيز بيان مي‌شد.
وي گفت: اين گوشه‌ها را استاد صاحب‌ فن پشت سر هم رديف مي‌كرد به شكلي كه از نظر سيستم موسيقايي به ذهن او با هم تناسب داشته باشد؛ اين تناسب ذهني آهنگ‌ساز يا نويسنده در تشكيل رديف مؤثر بوده است.